X
تبلیغات
کامران وهومن

کامران وهومن

سلام

سلامی به زیبایی فصل زیبای پاییز و خزان .

حالتون خوبه ؟!!!

دلم براتون تنگ شده بود . 

مطمئنم همه میدونید این پست آخرین آپدیت این وبلاگ خواهد بود .

و پست مرور همه خاطرات تلخ و شیرین این وبلاگ .

مرور کارنامه پنج ساله این وبلاگ .

و بیوگرافی بزرگترین و قدیمی ترین وبلاگ طرفداران کامران و هومن.

و اینم بگم دراین پست من قراره از همه شما دوستای عزیزم یه عالمه سپاسگذاری کنم .

واینم بگم در این پست راجبه همه اون شایعات و حواشی پشت پرده این وبلاگ  که پنج سال

اصلا راجبش حرفی نزدم و مطمئنم خیلی هاتون منتظرش بودید صحبت خواهد شد .

 

 

اینم بگم این پست با همه پست هایی که تابحال دیدین فرق داره.چون حرف های زیادی برای

گفتن هست  و عکس ها خیلی زیادن من مجبور شدم در دو پست که به هم اتصالشون دادم

پست خداحافظی از این وبلاگ رو آماده کنم.

 

من که باورم نمیشه پنج سال از تاسیس این وبلاگ میگذره !!!!!

پنج سالی که همه روزاش قشنگ و به یادموندنی بود.

خب من امروز میخوام شمارو ببرم به اون سال ها یعنی  سال 1383

یکی از روزای این سال بود که من از سه چهار سال پیش برنامه های تلویزیونی گربه های

سیاه رو از طریق تلویزیون دنبال میکردم و علاقه منحصر به فردی به این گروه داشتم.

بعد از چهار سال فعالیت کامران وهومن در این گروه خبر رسید که این دو برادر به دلیل

اختلاف سلیقه در آهنگ ها  با آقای شهبال شبپره مدیر این گروه برای همیشه از این

گروه با دل شکستگی خداحافظی کردند.

و از اونجایی که من زودتر از سایرین دنبال رو برنامهاشون بودم متوجه این موضوع شدم.

بله. کامران وهومن از این گروه جدا شدن

این خبر فوق العاده برای من ناراحت کننده بود که چرا کامران وهومن که اینقدر با شوق و ذوق

به این گروه اومده بودند به این صورت با دلشکستگی بخوان از این گروه جدا بشن.

به قول کامران عزیز : من قضاوت رو میزارم به دوش مردم و طرفدارامون .

نظر شما چیه !!!؟ آیا حق با کامران وهومن نبود به عنوان خواننده این گروه قسمتی از شعر های

آلبوم رو با نظرو سلیقه اونا انتخاب بشه !!!؟؟

آیا کامران وهومن که بیش از پنجاه الی شصت برنامه در سال اجرا میکردن باید باید در یک خونه

اجاره ایی زندگی میکردن !!؟؟

دوستای گلم من که از روزای اولی که کامران وهومن برنامه زنده در تلویزیون Ni tv اجرا میکردن

با شوق برنامه هاشونو میدیدم.اونا واقعا در این گروه سختی های زیادی کشیدن,

آقای شهبال شبپره با وجود اینکه پیشکسفته در موسیقی اما من واقعا ذره ایی از احساس در وجود

این آقا ندیدم!!. به قول خودش تا وقتی بلک کتس , بلک کتسه باید از گربه و موشا بخونیم و یامی

یامی بخونیم.و بگو منو کم داری و نرو نگو نمیشه و شعرهای مریم حیدرزاده در این گروه جایی نداره !! .

خب با یه نفس عمیق و یه دعا و لبخند از این مسئله میگذریم.

 

 

از این جدایی که بگذریم.کامران وهومن با حمایت های بی چون و چرا آقای سعید سیام مرحله جدیدی

رو در کارنامه هنریشون آغاز میکنند.

یه تابستون گرم و سوزان و فراموش نشدنی .

در همین روزا بود که از تمامی شبکه ها میشنیدیم :

KAMRAN & HOOMAN 

کمپانی آونگ با افتخار تقدیم میکند.

آغازی دگر , تحولی چشم گیر در صحنه موسیقی پاپ .

کامران و هومن - بیست

تو خودت نمره ی بیستی - تو خودت نمره ی بیستی

تو خودت نمره ی بیستی - تو مثل هیچکی نیستی

تو خودت نمره ی بیستی - تو خودت نمره ی بیستی

تو خودت نمره ی بیستی - تو مثل هیچکی نیستی

بیست آلبومی فراموش نشدنی با دو صدای ماندگار نسل امروز .

با شما آینه پراز ترانه نیست , با شما ترانه عاشقانه نیست .

حالا خواستن شما برای ما دیگه خوندنی ترین بهانه نیست .

بیست -  نهایت هیجان

من تورو میخوام تورو میخوام اونارو نمیخوام

نفسم تویی تو میدونی هوا رو نمیخوام .

من تورو میخوام تورو میخوام اونارو نمیخوام

نفسم تویی تو میدونی هوا رو نمیخوام .

کامران وهومن - بیست

ارائه ایی از کمپانی آونگ .

به زودی در سراسر جهان .

من که اون تابستون و اون کنسرت هیجان انگیر کنسرت دبی و هیچوقت فراموش نمیکنم.

من که باورم نمیشد یه روزی بتونم ببینمشون و باهاشون حرف بزنم.

یه شب رویایی و باورنکردنی بلاخره به بزرگترین آرزوم رسیده بودم.

بهترین شب زندگیم بود شبی که با شوق و اشک و گریه تونستم کامران وهومن  که من

اونارو تو قلبم  احساس میکردم ببینمشون.

نگاه پرمهر کامران و خنده های معصوم هومن در اون شب  اونارو به عنوان یک سنبل تو

قلبم جای داد.از اون شب  شد که من به کامران وهومن میگفتم فرشته .

دو فرشته ایی که از آسمون اومدن و برای قرار دادن لبخند برروی لبان آدم ها .

فرشته ایی که با همه فرق دارن و با هیچی نمیشه عوضشون کرد.

خوب چون صحبت از خاطرت کنسرت شد یه داستان هیجان انگیر و از کنسرت ترکیه که یکی از

دوستای خوبم فرستاده رو آماده کردم.امیدوارم خوشتون بیاد :

تابستون امسال قرار بود من با خانواده ام به ترکیه سفرکنیم ,من از اینجا پام و کردم تو یک

کفش که وقتی کامران وهومن کنسرت دارن به اونجا بریم.واما بلاخره موفق شدم, 27 آگوست

قرار بود کامران وهومن در ترکیه کنسرت برگزار کنن, از اونجا خبردار شدیم که قراره شب قبل

از کنسرت اونا به دیسکوی white zone برن.خلاصه یک شب قبل از کنسرت به دیسکو رفتیم

البته خلوت بود, چون ایرانیای گلمون باخبر نبودن که کامران وهومن یک شب قبل از کنسرت

هم برنامه دارن.کامران وهومن اومدن و رفتن به یه جای که تا زمین ارتفاعش زیاد بود . ولی

بادیگارداشون ایرونی نبودن, اصلا چیزی حالیشون نمیشد , مردم با اشتیاق زیاد به پیش

کامران وهومن میرفتن ولی بادیگاردها همه رو هل میدادن... نمیدونین خودشون چقدر هوای

مردم و داشتن , همش میگفتن مواظب خودتون باشید.اما در همین لحظه یه دختر کوچولو

داشت میرفت بالا ولی هلش میدادن , داشت می افتاد که کامران گفت : عزیزم گردن منو بگیر

بعد کشیدش بالا.من رفتم بالا و اول بغل کامران , دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم و اشکام

سرازیر شد با خودم گفتم میگه دختره خل شده, ولی اون همون جوری که بغلم کرده بود و

ایستاد سرم رو که بلند کردم بهم گفت: قلب منو هومن میشگنه اگه شماها گریه کنید, هومن هم

که گوله نمکه گفت : پس منم گریه می کنم... و دستشو گذاشت رو چشمش که مثلا داره گریه

میکنه ... فکر کنم اون شب بهترین شب عمرم بود.بیشتر از 100 دفعه رفتم بالا . آقای اصلانی

رو که میشناسید ( مسئول برنامه ) طفلی گریش در اومده بود,  آخه واسه چندمین بار بود که

داشتم میرفتم بالا که اومد جلوم و گفت: خدایی دفعه چندمته میای بالا؟!منم دست و پامو گم

کرده بودم و گفتم : دوم , به حالت مسخره کردن گفت : ما رو کور فرض کردی !. شانس آوردم

هومن دید ... اومد و گفت : شهرام جان تازه اومده , دوستمونه...شهرام هم گفت  : بله بله

اگه راست میگی اسمش چیه ! خوشبختانه وقتی رفته بودم بالا هومن اسممو پرسیده بود ...

به خاطره همین سریع گفت : گلنوس , آقای اصلانی اونقدر خورده بود تو ذوقش که دیگه

هیچی نگفت. رفتم بلا روی یکی از صندلی ها نشستم و به حرفای کامران که با حوصله داشت

جواب چند تا آقا پسر ایرونی رو میداد گوش کردم, اونجا بود که واقعا فهمیدم چقدر کسایی که

فکر میکنن کامران وهومن فقط مورد علاقه و توجه دخترا هستن در اشتباهن...  چون پسرای

زیادی که اونجا بودن خیلی بیشتر از دخترا دوسشون داشتن... به شما شما 2 تا پسر میتونن

ماه و گل و مهربون باشن ؟ انصافا من که پسر به خوبی اونا ندیدم ( با اینکه بزرگ شده اونجا

هستن) پسرای ایرونی به خودتون بیاد.هومن به من گفت : تو گه برمیگردی ایران منم ببر بعد

با بغض گفت : کاش حداقا ایران درست یادم بود... کامران گفت :من و هومن قرار گذاشتیم تا

تهران بدوییم ( البته تو خواب ) .

 اونجا حتی بابا و مامان هایی که بخاطره بچه هاشون به کنسرت اومده بودن هم عاشق کامران

و هومن شده بودن و رضایت نمیدادن که اونا برن , و اما وقت خداحافظی شد با اینکه میدونسنم

فردا شب تو کنسرت می بینمشون بغض داشت خفم میکرد, زمان مثل باد گذشته بود, و من

اصلا باورم نمیشد از 5 تا 1پیش اونا بودم , هیچکس دلش نمی اومد خداحافظی  کنه... به قول

هومن حیلی خودشونم تو این همه کنسرتی که داشتن و این همه شهر ی که رفته بودن, این

بار دوست نداشتن برن, خواهر کوچولوم گیر داده بود که منو ببری پیششون , تا بردمش پیش

اونا , تو یه لحظه پرید بغلشون و به آرزوش رسید . و من هم ایستاده بود که یه ذزه خلوت

بشه بعد برم خداحافظی کنم. حال و روزمم که نگو اشکام .... , خلاصه با هردوشون خداحافظی

کردم و گفتم که شما بچه های ایرونی چقدر دوسشون دارید, اصلا نمیدونم با اون گریه فهمیدن

 چی گفتم یا نه , اون به هم به همه ایرونی ها سلام رسوندن... دیگه حتی نمی تونستم نگاشون

کفنم, فقط چند دقیقه سرمو بالا گرفتم که کامران گفت : دلم میگه وقتی کسی اینقدر تو دادشت

رو دوست داره که اینجوری داره اشک میریزه اگه نتونی ارومش کنی وجود نداشته باشی

بهتره...پس ازت میخوام شاد باشی و بخندنی , تو و همه بچه های ایرونی به این فکر کنید

که  اگه در کنار هم باشیم زندگی به خواست ما میگذره ...

فردا شب کنسرت دیگه مثل شب قبل نوبد , حدود 6000 نفر به سالن امفی تئاتر انتالیا اونم

فقط واسه این دو تا پسر گل اومده بودن.( البته معین هم بود). ماشالا به این همه تحرک که

داشتن , من که یه لحظه ندیده بودم وایستن , شاید باورتون نشه وقتی آهنگ های : فدای سرت

نرو , بگو منو کم داری , منو ببخش رو میخوندن از پیرو جوون اشک میریختن , طوری شد

که کامران در آهنگ فدای سرت گفت : فدای اشکاتون  ,عیب نداره اگه ما تنهایم ... و اشکای

کامران سرازیر شد, بعضی ها ممکنه باورشون نشه و پیش خودشون بگم که الکیه ..  ولی

اونا اونقدر حساسن که با دیدن اشک دوستارانشون اشک میریزن. یه چیز رو هیچوقت یادم

نمیره هومن وسط آهنگ منو ببخش که آهنگ یکی مونده آخر بود و بعدش باید میرفتن وقتی

داشت میخوند جوری زد زیر گریه که حتی با اینکه میکروفن رو آورده بود پایین صداش تو

تمام سالن پیچید.کامران سر هومن رو گذاشت رو شونش و خودش به جای اون خوند !!!.

یه جایی که هر دوتاشون اومد بودن لب استیج صداشون زدم , خوشبختانه شنیدن و بهم

سلام کردم , وقتش بود که غش کنم ولی جلوی خودمو گرفتم و نکردم.و بلاخره بعد از کلی

درد و دل کردن و اشک ریختن.کنسرت تموم شد.

و اما با آرزوی کنسرتی در ایران , صدای بغض کرده و صورت های خیس از اشکامون , و

همیشه عشق و علاقه به کامران وهومن داشتن , ولی یه چیز رو هم بدوینم که که هممون

همیشه تو قلب اونا هستیم , چون قلب فرشته ها خیلی بزرگه و هممونو میتونن به آسونی

تو قلبشون جا بدن.ما اونارو به خاطره آخلاقشون دوست داریم و اونا با همه فرق دارن.

 

    

     

    

        

     

    

     

همین احساس قشنگ و دوست داشتنی  من به کامران وهومن باعث شد من در اینترنت این

وبلاگ رو تاسیس کنم.

اوایل کار فکر نمیکردم که بتونم در این راه موفق باشم.

اما با حمایت باورنکردنی شما دوستای عزیزم دشواری این راه نه چند برابر برام آسون شد .

و طی چند ماه این وبلاگ تونست در دل دوستاران کامران وهومن جای پاشو ثبت کنه.

و از اون روز به بعد این وبلاگ یه محیط  دوستانه و پر از صمیمیت شده بود که حتی

خیلی ها از دوردست ترین نقاط این کره خاکی به این وبلاگ میومدن.طوری که تو مدرسه ها

حرف از کامران وهومن میشد زود اسم این وب رو به زبون میاوردن.

خلاصه شده بود یه محل خیلی خوب برای هم کلاسی ها.

راحتر بگم  این وبلاگ برای همه یه جایی برای بیان احساسات و درد و دل وتسکین قلبها شد.

من از طریق متن  پست های  پرطول و درازم از خصوصیات منحصر به فرد کامران وهومن

صحبت میکردم و میگفتم اونا واقعا لایق حمایت های شما هستند. اینجا بود که همه دست به

دست هم دادیم و مثل یک زنجیره به هم پیوستیم و قول دادیم که برای همیشه از اونا  حمایت

میکنیم.

از اون روز تا به الان این وبلاگ روزهای پراز خاطره ایی رو به ارمغان آورد.

شب افتتاح موزیک فدای سرت - دوست دارم خیلی زیاد - من اگه نباشم  - خالی

یادتون میاد !!!؟؟

یادتون میاد که چقدر واسه ویدئو فدای سرت صبر کردیم و راحتر بگم حرص خوردیم که چرا

این ویدئو نمیاد !!!

یه دفعه یه شب خانوم ژاکلین و کسرا در شبکه پن تیوی گفتن فردا شب قراره موزیک ویدئو

کامران وهومن " فدای سرت " برای اولین بار از این شبکه پخش بشه !!!! .

نفس ها در سینه حبث شد . خدای من بلاخره بعد از یک سال موزیک ویدئویی ازشون میبینیم.

ساعت 9 شب شد !!!!!!!!!!!!!!!

برنامه ژاکلین و کسرا در شبکه پن شروع شد .

در پایین صفحه تلویزیون زیر نویس شده بود :

World Premier New Music Video " FADAYE SARET " Time : 11 PM

من که باورم نمیشد !!!

دو سه بار چشمامو بستم و باز کردم بازم اون نوشته رو دیدم !!!.

حالا فهمیدم بیدارم و دیگه خواب نیستم .

بلافاصله کاپچر کامپیوترم رو تنظیم کردم از ساعت 9 شب شروع به ظبط برنامه پن کردم.

ویدئو فدای سرت هم بعد از شش ماه انتظار افتتاح شد .

این ویدئو روی فیلم گرفته شده بود. و با همه ویدئوهای قبلیشون فرق داشت.

فوق العاده و بی نظیر مثل خودشون.با وجود اینکه این ویدئو یکم شلوغ بود ولی چیزی بود

که تا به حال در موسیقی ایرانی بوجود نیومده بود. من که بابت این ویدئو اون شب بارها

کامران وهومن رو تحسین کردم.

ساعت 12 شد که من به قولی که بهتون برای افتتاح این موزیک ویدئو داده بودم عمل کردم

این موزیک ویدئو رو برای اولین در اینترنت برای دانلود در وبم گذاشتم.

اون شب یک پرونده جدید در پرونده وبم باز شده بود. اون شب  همه مشتاقانه به وبلاگم میومدن

موزیک ویدئو فدای سرت رو دانلود میکردن و اون شب تا ساعت ها در صفحه نظرات افتتاح

شدن این ویدئو رو جشن گرفتیم.همه از احساسشون نسبت به این ویدئو میگفتن,

یکی میگفت : بهشون تبریک میگم واقعا ارزش این همه انتظار رو با جون خریدن بیهوده نبود.

اون یکی میگفت : کامران وهومن با این ویدئو نشون دادن که با همه فرق دارن و با هزینه زیاد و

حساسیت خاصی که برای ویدئوهاشون دارن برای طرفدارشون ارزش قائل هستن.

ویدئو دوست دارم خیلی زیاد و من اگه نباشم و خالی هم همینطور شیرین و پرخاطره  بود و

خیلی به من و همون خوش گذشت.

 

 

 

 

روزها و شب های تولد کامران وهومن یادتون میاد

دعاها و  آرزوهای تولد واسه فرشته هامون که یادتون میاد !!!

شب ها تا پاسی از صبح بیدار میموندیم و تو صفحه نظرات راجبشون صحبت میکردیم .

چقدر وعده و وحید میدادم  برای روزای تولد که با کلی  سورپرایز و عکس ها و ویدئوهای

مخصوص تولد کامران وهومن میام.میگم که قراره امسال هیچان انگیز تر از سال پیش این

روزهارو جشن بگیریم.

چهار سال تولد کامران وهومن رو در کنار شما جشن گرفتیم.

پرخاطره ترینه این چهار سال مربوط میشه به آذر ۸۶ که در این پست قراره خاطرات اون

جشن به یادمونی پاییزی رو با شما مرور کنیم:

خاطره شنبه شب۳ آذر  ۱۳۸۶ساعت ۶:۳۰ :

اون شب چه زیبا بود.شب میلاد دو فرشته مهربان.دو فرشته از مشرق زمین.چه حال وهوایی

داشت اون شب شب یک رنگی طرفداران کامران وهومن.یک شب قشنگ پاییزی که لطف و

محبتت بینمون باعث شد یکبار دیگه متصل تر از سالها قبل بشیم و یکی از قشنگترین

کنفرانس هارو درست کنیم.کنفرانسی که هیچوقت هواداران کامران وهومن رو به این

تعداد در خود ندیده بود.اون شب یه حس عجیبی بود همه به اعماق و رویاهاشون رفته

بودن همه خاطره های دور و دراز دوباره زنده شده بود.هیچکس در اونجا احساس تنهایی

نمیکرد همه با هم گل میگفتن گل میشنیدن همه از احساستشون میگفتن احساسی که

هیچوقت از وجودشون دور نمیشه یک احساس ابدی.همه اینقدر با هم صمیمی بودن که

به نظر میومد سالهاست که همدیگرو میشناسیم.اما بعد از مدت ها یک زمانی اومد که

بلاخره دوستان جدید هم با دوستان قدیمی آشنا بشن.اما کاش میشد این همه خاطرات شیرین

و جشن ومهونیها در خونه اصلیه و ابدیه کامران وهومن یعنی محله "گیشا تهران"برگزار

میشد که دوباره همه خاطرات واسشون زنده میکرد.

 

خب میدونم دیگه همتون میدونید اما دوستانی که تازه به جمعمون پیوستن من مدت ها بود

تو این فکر بودم چه جوری ارتباط بین طرفدارای کامران وهومن خیلی آسون تر و خودمونی

تر بشه.و بلاخره این کار رو برای روز تولد کامران وهومن گذاشتم چه روزی بهتر و عزیز

تر از روز تولد کامران وهومن.پس تصمیم گرفتم همرو به کنفرانس دعوت کنم.خوشبختانه

همه بچه ها اون روز آنلاین شدن وتونستیم یکی از صمیمانه ترین کنفرانس هارو درست

کنیم.من که هیچوقت اون روز یادم نمیره اصلا فاصله بینمون معنی نداشت.دوستانی که

از مایل ها کیلومتر با هم در ارتباط بودن ولی این فاصله ها هم باعث شد تا با بهترین

ومهربون ترین طرفدارای کامران وهومن بیشتر آشنا بشید.خب به نظرم خیلی خوش گذشت

اما یک خاطره ایی که خیلی منو ناراحت کرد این بود که خیلی از دوستان نتونستن اون

روز بیان یا وارد کنفرانس چت بشن.ولی یک تصمیم دیگه گرفتم که چون فاصله بین تولد

کامران وهومن و تولد وبلاگ خیلی زیاده.من از این به بعد هر سه ماه یکبار کنفرانس خواهیم

گذاشت.میدونم مطمئنن همتون خوشحال خواهید شد.اما من از همه دوستانی که شنبه شب

اومدن و از همه لطف و محباتشون یک دنیا ممنونم:

آذین عزیز - کامران جون - پگاه جون - مسها عزیز - سارا گل - شیرین جون - حسین جون

شیما گل - آزاده جون - رومینا عزیز - روژین عزیز - کژال جون - رامونا گل - فرزانه عزیز

آلیسا عزیز - روشنک جون - فرشته گل - سمیرا مهربون - یاسمن عزیز - تکنم جون

هومیتا عزیز - مینا مهربون - غزاله جون - اشکان عزیز - تانیا جون - لیدا گل - درسا گل

پزمان عزیز - سحر جون - کتی مهربون - روشنک عزیز - جواد ومحمد جون.المیرا مهربون

آوا عزیز-افروز جون - ونسیما گل.

 

 

 

از شب افتتاح ویدئوها که بگذریم میریسیم به تک تک پست های که در این وبلاگ ثبت کردم.

من شخصا برای انجام کاری یک بهونه قلبی میخوام که بتونم این کار رو انجام بدم.مهمترین

بهونه که تا امروز منو اینجا نگه داشت کامران و هومن بود .کامران وهومن بهانه قشنگی

بود برای قلبم که بتونم احساس خودم رو با حمایت ازشون تحسین کنم.اگه باورتون بشه تو

این مدت ظبط میکس ویدئوها و ادیت عکس و نوشتن مطالب تو این مدت خیلی سخت بود.

بارها از نوشتن دوباره مطالب و ادیت عکس ها خسته شدم.اما به جرات میتونم بگم اگه این

لطف و محبت شما دوستای عزیزم نبود من هرگز نمیتونستم هنوزه که هنوزه  تا به امروز

پرانرژی باشم و اون خستگی رو احساس نکنم.این حمایت و انرژی های شما هم یک بهونه

دیگه ایی بود که من بتونم در ادامه این راه قدم های بلندتری بردارم. از شما یک دنیا ممنونم.

از بهاره و شیمای گلم - از  دوست خوبم المیرا  -  از دوست عزیزم نگار - از روژان عزیز

از دوستای خوبم متین و عاطفه  -  از سحر و پریا - از شیرین عزیز - از صدف عزیزم

از زهره و تهمینه گلم که خیلی دلم  واسشون تنگ شده -از دوست خوبم پرستو -  از رویا

از شراره - سارا - سعید - آرزو - پگاه - کامران بهروزی - ژینوس - مهشید - سوگل ونگین

از شادی - از شهرزاد - از ستاره و الهه - از مائده هااااا - ساحل - بیتا -حسین - کتی

ناهید - سمیرا - هاله - پرمیدا - ساناز - بهارک - عزل - لاله - هومن - آناهیتا و....

بخدا اسم ها اینقدر زیاد بودن که نتونستم همشونو حفظ کنم. ولی باید بگم :

شما اگه نبودید هرگز , هرگز , من نمیتونستم این وبلاگ رو به اینجا برسونم و وجود شما

امروز باعث شد من یک قدم بلند تر بردارم

ممنونم,  ممنونم , هزار بار دیگه هم بگم ممنونم بازم کمه پس میگم :

شما همتون نمره بیستین.

دوستون دارم خیلی زیاد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 14:14  توسط " پیام "  | 

اینم یه قسمت کوچولو از بهترین خاطرات  این وبلاگ بود که از میونشون بهترینهاشو گلچین

کردم . اما باید به اطلاعاتتون برسونم علاوه بر این خاطرات خوب چند اتفاق تلخ  هم افتاد.

که بارها قلبم شکسته شد. بارها به دلیل اتفاقات تلخ خواستم این وبلاگ رو حذف کنم اما دلم

نیومد که  حاصل این همه تلاشم با شمارو بریزم دور. به چه  قیمتی میتونم اینکارو کنم !!!؟؟

به قیمت یه سری شایعه که راجبه من و دوستام میگن !!!!؟

به قیمت کاری که نکردیم و تهمتشو به ما میزنن !!؟؟؟

 

 

به خودم قوت قلب دادم و گفتم من که به این آسونی این همه دوست و پیدا نکردم که الان بخوام

به قیمت این اتفاقات که میتونم خیلی آسون با یه لبخند ازشون بگذرم بریزمشون دور.

راستشو بخواید من از ابتدای تاسیس این وب تا به الان همیشه سعی داشتم فقط راجبه کامران

وهومن حرف بزنم. چون من فقط این وب رو مخصوص کامران وهومن بوجود آورده بودم نه

مسائل شخصی خودم یا چیزه دیگه .!! اما از اون سال تا به  امروز یه سری مطالبی در بعضی

از جاها خوندم که خوب نیست اسم اون اشخاص رو بیارم. اشکالی نداره !!!

بازم یه لبخند میزنم و ازش میگذرم .

فقط تنها خواهشی که دارم اینه که بیاییم قبل از انجام هر کاری راجبش خوب فکر کنیم.

چشم به چشم های رو کنار بزاریم و راجبه همه مثبت فکر کنیم. چون با مثبت فکر کردن و

درست فکر کردن همه مسائل به سادگی حل میشه .

خب نیست هنوز هم این عادت دیرینه ایرونی رو داشته باشیم که کارای نکرده دیگران رو

کرده ببنیم.

بعضی از این عادت ها قشنگن ولی بعضی هاشون هم تمسخر آمیز و زننده ان و باعث رنجش

دیگرانمیشن.ما تا وقتی میتونیم با یک سوال, جواب همه چیز رو بدست بیارم. چرا دیگه راجبه

شخص مورد نظرمون قضاوت میکنیم !!!درک مسائلی که گفتم برای اون دوستان شاید یکم

سخت باشه ولی میدونم شدنی و میتونن واقعیت رو بشنون وحرف های منو یک تلنگری برای

خودشون احساس کنن . شاید بپرسین پیام خطاب به چه افرادی این صحبت هارو میکنه !!!؟

شاید اصلا درست نبود این مسائل رو بگم اما میگم !!من از دل شکستگی خودم راجبه تمجید

های این دوستان ناراحت نشدم. از دل شکستگی دوستام ناراحت شدم.گفتم من که یه رسانه ام

برای طرفداران کامران وهومن حداقا این پست که پست آخر هست حرفامو به گوش اون دوستان برسونم.

دوستانی که در فروم و تاپیک ها و صفحه نظرات  راجبه همه مسائل حرف میزنن باید بدونن

اونجایی که دارن راجبه ما مینویسن باید بگم رو سردر اونجا نوشتن : کامران و هومن

نه اینکه خانوم مهسا , خانوم پریا چه  نوع آدم هایی هستن !!!

 

 

یکی از دوستای خوبم در وبلاگش نوشته بود دلیل اصلی اینکه طرفدارای کامران وهومن کم شدن

اینه که کامران وهومن آلبومشون نمیاد . اما من زیاد با این مسئله اعتقاد ندارم !!!

من متوجه حرفه های این دوست خوب هستم درسته که همه ما از کامران وهومن انتظار داریم

که همیشه برامون آهنگ جدید بخونن تا ما هم ازش لذت ببریم.خب میدونیم کامران وهومن به

دلیل یه سری حساسیت های در کاراشون آلبومشون اینقدر طول کشیده که تو یه فرصت دیگه

راجبش صحبت میکنم. دلیل اصلی این که طرفدارای کامران وهومن با دلشکستگی حداقا

از محیط اینترنت میرن اینه که راجبشون درست قضاوت نمیشه.شاید هم بتونم بگم ایجاد یه

فضای وبلاگ نویسی غلط  و درج مطالب نادرست و بحث برانگیز راجبه کامران وهومن .

بخدا من خیلی از دوستام بهم میگن : ما در گوگل سرچ میکنیم کامران وهومن,  اما میبینیم

دارن تو این وبلاگ ها راجبه زندگی خصوصیشون صحیت میکنن و بعضی از فیلم های

خصوصیشونو گذاشتن!! از من میپرسن کامران وهومن واقعا خودشون میخوان که این

عکس ها و این فیلم ها در فضای اینترنت پخش بشه !!! تا اونجایی که من اطلاع دارم نه !!!! .

این فیلم ها از سایت های فیس بوک و مای اس پیس میاد و اونا از این مسائل خبر ندارن .

بخدا من هم این بیشتر این فیلم و عکس هارو ازشون به دستم میرسیه ولی حداقا وظیفم میدونم

اینارو در وبلاگم قرار ندم.چون  شاید اونا راضی نباشن.اما این مسئله برای خیلی از دوستانمون

نادیده گرفته میشه. و با افتخار که اونا این عکسهارو دارن و دیگران ندارن در فروم ها و

وبلاگشون قرار میدن و به گفته خودشون وبلاگشون بازدیدکننده هاشون بیشتر میشه.

میدونم هممون به عنوان یک طرفدار دوست داریم از زندگی هنرمند محبوبمون بدونیم !!!

اما تا یک حد و مرزی !!! حداقا باید بدونیم هیج هنرمندی مایل نیست عکس ها و فیلم های

خصوصیشون در اینترنت به اشتراک گذاشته بشه!! پس یکم رعایت کنیم و وارد حریم

خصوصی هنرمندان محبوبمون نشیم.اگر عکسی ازشون میبینید میتونید خیلی آسون

برا دوستاتون اپلود کنید و به دوستانتون بدید فکر نکنم لازم باشه در یه جای عمومی

که ممکنه حتی دوستایی که به طور اتفاقی بیان مثل تاپیک ها و وبلاگ ها قرار بدین.

یادتون نره ما همه فقط برای یه هدف مشترک اینجا جمع شدیم که از کامران وهومن

حمایت کنیم.اونارو با دستای ما به اینجا رسیدن پس بازم سعی کنیم مثل همیشه ازشون

حمایت کنیم تا شاهد درخشش هر چه بیشترشون در موسیقی ایرانی باشیم.

 

خب میرسیم به ویدئوهای این پست :

همونطوری که بهتون قول داده بودم ویدئو این پست سورپرایزه !!!!

ویدئوی که تا به حال از هیجاه ندیدین و فقط میتونید از طریق این وبلاگ ببینید.

من با این ویدئو میخوام ببرمتون به ۹ الی ۱۰ سال پیش که ببینیم تو اون سالها

کامران وهومن کجا بودن و چیکار میکردن!!.من که این ویدئورو خیلی دوست

دارم.مطمئنم شما هم خوشتون میاد.خب بیشتر از منتظرتون نمیزارم.

پس این شما و این هم دانلود ویدئو سورپرایز :

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید :

دانلود ویدئو سورپرایز

ویدئوی بعدی هم قسمت هایی از کنسرت باشکوه کامران وهومن در دبی رو براتون آماده کردم

به جرات میتونم بگم صحنه هایی در این فیلم کنسرت  به نمایش داده میشه که واقعا تحسین

برانگیزه و به کامران وهومن افتخار خواهید کرد.

پس این شما و این هم کنسرت کامران وهومن در دبی :

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید :

دانلود کنسرت کامران وهومن در دوبی

اما یه مسئله دیگه که حتما باید راجبش صحبت کنم اونم یه پکیجه که از طریق این

وبلاگ بوجود اومد.دیگه نمیخوام از اول مفصل راجبش توضیح بدم چون دیگه

همتون میدونید.

از اوایل شروع این وبلاگ من همیشه ویدئوهای زیادی رو برای دانلود قرار میدادم.

از این قبیل خیلی از دوستان با وجود سرعت کم اینترنت در ایران نمیتونستن این

ویدئوهارو دانلود کنن و به همین دلیل با وجود تاکیدشون من تصمیم گرفتم این ویدئوها

رو در 4 دیویدی با هزینه که اول ازشون دریافت میکنم براشون بفرستم.

این هزینه 14000 بود که حداقا نصف قیمت این پکیج صرف کل هزینه ها از قبیل

پست و مسائل دیگه میشد.اما نصف دیگه یعنی 7000 تومان باقی میمون که برای

بعضی ها جای سوال بود که چرا دوبرابر !!!! .

از اینجا بود این پکیج سوژه ایی برای خیلی از دوستان وبلاگ نویس شد که این

وبلاگ از فروش این پکیج ها کسب در آمد میکنه !!!

و انگشت همه اتها مات به سمت و سوی  من و این وبلاگ کلیک خورد.

از جمله مدیر برنامه های کامران وهومن .

من بارها توضیح داده بود  فقط هدف من این بود که بتونم این ویدئوهارو به گوش

و چشم طرفدرای کامران وهومن برسونم و اونارو خوشحال کنم.

به نظرتون آیا برای من ریسک بزرگی نبود با این اوضای سیاسی ایران من عملیات

پستی این پکیج هارو انجام بدم .

بخدا خیلی سخت بود وحشت از باز کردن بسته های پستی توسط مامور پستی

پیدا کردن آدرسم از طریق شماره حساب .

اینا ترس هایی بود که تو طول این یکی  دو سال  برام بوجود اومد و با جون همشونو خریدم.

ن هزینه اضافی که از 150 نفری که این پکیج رو سفارش داده بود در طول سال گذشته

صرف سایت جدید این وبلاگ شد.میدونید که هزینه به اشتراک گذاری دامنه ها و هاست

و طراحی به این سبک که شما در عکس های زیر ملاحظه میکنید خیلی گرونه !!

در ضمن بعضی اوقات باعث شد من خودم شخصی یه سری هزینه های جانبی برای این

پکیج صرف کنم.

 

    

         

راستی یادم رفت بگم که تو این مدت هم برای یه سری از دوستای خوبم مثل :

آزاده از تهران - متین از تهران - شهرزاد از اصفهان - شیما از تهران - رکسانا از گرگان

شیرین از تهران - شهرزاد از تهران  رو به صورت رایگان فرستادم.

به قول یکی از دوستای خوبم که میگفت من تصمیم داشتم برای طرفدارای کامران وهومن

تیشرت با عکس کامران وهومن تولید کنم و از طریق این سایت براشون بفرستم ولی

این پکیج باعث شد تا متوجه بشم اصلا ارزششو ندار ه!!! این همه زحمت بکشی و دشواری

و ترس هاشو تحمل کنی ولی با یه سری شایعه جوابتو بدن.پس همون بهتره آروم باشم

و کاری نکنم تا مثل تو این همه تحقیر نداشته باشم.

راستی دوستای گلی که پکیج رو سفارش داده بودن مثل خانوم شهرزاد وآرمین  حتما حتما با

ایمیل من k.payam.h@gmail.com در ارتباط باشن. چون من هیچ آدرس و نشونی

ازشون ندارم.

خب از مسئله پکیج هم که بگذریم میرسیم به یه سری شایعاتی که یه الی پنج ماه پیش راجبه

من بوجود اومده بود.چون این مسئله شخصی خیلی زود یه توضیح کوچولو میدم و ازش

میگذرم. چند ماه پیش به دلیل یه سری مسائل خانوادگی من مجبور شدم تا اصلاع ثانوی تو وب

سایت  که در اون روزها فعالیت میکرد مطلب ننویسم..در همون زمان  متسافا یه سری وقایع

بوجود اومد که اصلا قابل تحمل نبود.خیلی دوست دارم راجبش توضیح بدم اما چون خیلی

خصوصیه صلاح نمیبینم راجبش صحبت کنم.فقط اینو بگم خیلی کمتر از اون چیزی بود که

در بعضی از صفحه نظرات و وبلاگ ها خوندم.و در اینجا باید از دوستای خوبم بهاره و شیما

دوستای افسانه ای و خوبم تشکر کنم که لطف و محبت و انرژی های مثبت اونا باعث شد

من امروز دوباره شاد و قبراق و سرحال در کنار شما باشم.بچه ها بازم ممنونم .

    

اینم عکس های از پشت صحنه موزیک ویدئو من اگه نباشم :

 

 

 

 

 

امسال رنگین تر از هر سال :

همونطوری که قبلا اعلام کردم امسال به بهانه های مختلف ما جشن کنفرانس تولد کامران وهومن

رو هر چه باشکوه تر برگزار خواهیم کرد.امسال مراسم پنجمین سال تاسیس این وبلاگ و همچنین

گودبای پارتی این وبلاگ و افتتاح وب سایت در کنار جشن تولد کامران وهومن برگزار خواهد شد.

تولد هومن جون ۲ آذر و کامران عزیز هم ۴ آذر هست و به همین مناسبت ما سالهای گذشته

سه روز متوالی ۲ ۳ ۴ آذر رو جشن میگیریم.

ما امسال با کلی سورپرایز وعکس ها و ویدئوهای فوق العاده بی نظیر و استثنائی به استقبال

میلاد تولد فرشته هامون میریم.و تولد امسال رو رنگین تر از سالیان پیش برگزار کنیم.

اون سه روز بارها وبلاگ !!!

نه منطورم وب سایت بود .

 

 

اون سه روز بارها وب سایت به روز میشه.لحظه به لحظه در کنارتون هستیم و این روزهای

تاریخی رو جشن میگیریم. حالا که یا صحبت از وب سایت شد یادم اومد که این مراسم در وب

سایت جدیدمون برگزار میشه.

میدونید که امسال به همون بهونه هایی که گفتم کنفرانس برگزار میشه.

شما برای شرکت در این کنفرانس فقط کافیه ایدی من k_payam_h رو ادد کنید .

ساعت شروع کنفرانس ساعت ۷ شب به وقت تهران خواهد بود .

روز سوم آذر ۱۳۸۸ ساعت ۷ شب به وقت تهران .

یادتون نره اگه میخواید جشن امسال باشکوه تر از اون جشن سال ۸۶ برگزار بشه حتما به

ما در این کنفرانس چت ملحق بشید .

این مژده رو بهتون بدم که برای دوستایی که در کنفرانس شرکت کنن چند هدیه در نظر گرفتم

که بی نظیر و استثنائی هستند.و فقط و فقط مخصوصه اون کنفرانسه .

اما دوستانی که به هر دلیلی نمیتونن بیان, ایندفعه دیگه حتما سعی کنند بیاید.من خیلی منتظرشون

هستم.من که بی صبرانه منتظر اون روز هستم.

 

اینم عکس های از هومن در هاالوین امسال :

 

حرف آخر :

صحبت ها و دردها و خاطرات شیرین و تلخ تموم شد.

این وبلاگ در این پست فعالیت پنج سال حمایت از کامران وهومن در کنار شما رو به اتمام

میرسونه. و قراره به کمک و حمایت شما یک قدم بلند و مثبت برداره.

دوستای عزیزم صمیمانه از ته اعماق قلبم با تمام وجودم میگم ممنونم.ممنونم که پنج سال

در کنار من بودین.این همه ابراز لطف و محبت شمارو هیج وقت فراموش نمیکنم.

اینقدر روزهای قشنگ و پرخاطره باهاتون تو این وب  باهاتون داشتم که دل کندن از اینجا

 و این وبلاگی که یه روزی هیاهوی صمیمت ها و دوستی ها بود خیلی سخته.

میدونم دیگه به این وبلاگ نگاه کنم اشک تو چشمام جمع میشه و یاده و خاطره اون همه

دوست خوبی که از طریق این وبلاگ پیدا کردم زنده میشه.

خیلی دوست داشتم بازم هر هفته بازم اینجا آپ کنم با کلی خبر و عکس جدید .

خیلی خودمونی تر باهاتون حرف بزنم و با دوستای بیشتری آشنا بشم.

خوب میدونم اگه بازم این وب و آپدیت میکردم بازم ازم حمایت میکردین.

اما من میرم !!!! میرم برای بهتر شدن !! میرم که ثابت نباشم و یک قدم به جلو حرکت کنم.

با خداحافظی من از این وبلاگ وب سایت جدیدم در یکی از روزهای همین ماه افتتاح میشه.

و شما میتونین علاوه بر خبر و عکس های جدید از کلی امکانات دیگه در اونجا برخوردار

باشید.اما راجبش حرف نمیزنم چون بهتره سورپرایز بمونه.

دیگه چیزی نمونده .

جز اینکه بگم کنفرانس روز ۳ آذر فراموش نشه .

بیشتر از همیشه از دوستون دارم دوستااااااای گلم .

منتظر وب سایت جدیدم باشید.

                                                                                                                  " پیام آبان ۸۸"

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:27  توسط " پیام "  |